Sunday, June 14, 2009

بیانیه موسوی

هموطنان عزیز

از سراسر کشور اخبار بسیاری در مورد وقوع اعتراض نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات اخیر به اینجانب می‌رسد. اطمینان دارم که این واکنش‌ها نه به خاطر شخص من ، بلکه از سر نگرانی نسبت به روش جدیدی از زندگی سیاسی است که دارد بر کشور ما تحمیل می‌شود. اقداماتی که در طی این چند روز شاهد آن بوده‌ایم تاکنون در جمهوری اسلامی سابقه نداشته است. اگر مردم با اضطراب تحولات فعلی را دنبال می‌کنند به خاطر نگرانی شدیدی است که نسبت به در خطر قرار گرفتن دستاوردهای عظیم انقلاب خود دارند.

كساني كه با تخلفات بسيار نتايج غير قابل باوري را براي انتخابات رياست جمهوري اعلام كردند، اينك درصدد تثبيت آن نتايج و شروع دوره‌اي جديد از تاريخ كشور ما هستند. اينجانب در طول انتخابات به كرات از خطرات قانون گريزي سخن گفتم و تاكيد كردم كه چنين شيوه‌اي ممكن است به استبداد و ديكتاتوري بينجامد و امروز ملت ما در نقطه‌اي قرار گرفته است كه اين دورنما را لمس مي‌كند.

ما به عنوان کسانی که به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن پایبندیم اصل ولایت فقيه را یکی از ارکان این نظام می‌دانیم و حرکت سیاسی را در چارچوب‌های قانونی دنبال می‌کنیم.

امیدوارم روند آتی حوادث نادرست بودن این برداشت را نشان دهددر عین حال هشدار می‌دهیم که در این کشور هیچ یک از کسانی که به انقلاب اسلامی علاقه دارند چنین روندی را نخواهند پذیرفت این چیزی است که خون صدها هزار شهید ما را به مسوولیت پذیری در قبال آن فرا می‌خواند.

مردم عزیز

اینجانب امروز طی نامه‌ای تقاضای خودرا مبنی بر ابطال نتایج انتخابات اخیر به شورای نگهبان ارایه کردم و این کار را تنها راه حل برای بازگشت اعتماد عمومی و حمایت مردم از دولت می‌دانم. توصیه موکد و مجدد این خدمتگزار شما آن است که به صورت مسالمت آمیز و با رعایت اصل عدم برخورد مخالفت‌های مدنی و قانونی خود را در سراسر کشور ادامه دهید.

ما از مسوولان درخواست کرده‌ایم که مجوز برگزاری یک راهپیمایی بزرگ در تمامی شهرهای کشوربه ما داده شود تا در طی آن مردم فرصتی برای نمایش مخالفت خود با شیوه برگزاری انتخابات و نتایج آن پیدا کنند. موافقت مسولان با این امر می‌تواند بهترین راه حل برای مهار هیجانات فعلی باشد.

از رنگ سبز که نماد معنویت و آزادی و عقلانیت دینی و مداراست و شعار الله اکبر که حاکی از ریشه‌های انقلابی ماست دست بر نداریم. این رنگ و شعاری است که همچنان وحدت بخش صفوف ملت ما و بهترین وسیله ارتباط دل‌ها و خواسته‌های ما با هم خواهد بود.

متاسفانه تلاش گسترده‌ای برای قطع تمامی امکاناتی ارتباطی ما با هم صورت می‌گیرد و به این نکته توجه نمی‌شود که قطع این مجاری تنها منجر به آن خواهد شد که واکنش‌های موجود از شکلی هدفمند و مهار شده تغییر ماهیت پیدا کند و خدای ناکرده به حرکات کور تبدیل شود.

اطمینان دارم که خلاقیت شما راه حل‌های ارتباطی جدید و موثری را پایه ریزی خواهد کرد تا بتوانیم از اقدامات خود نتایجی مفید به حال کشور و نظام و انقلاب بگیریم.

به عنوان یک علاقمند به نیروی انتظامی توصیه می‌کنم از برخورد خشن با حرکت‌های خودجوش مردم خودداری کند و اجازه ندهد که اعتماد مردم نسبت به این نهاد ارزشمند خدشه دار شود. این مردم برای احقاق حقوق خود و حقوق شما در صحنه حاضر شده‌اند و برادران و خواهران شما هستند. قدرت نیروهای نظامی و انتظامی کشور ما همواره در وحدت آنها با مردم بوده است و درآینده نیز چنین خواهد بود.

بیانیه روز شنبه مجمع روحانیون مبارز

بسم الله الرحمن الرحیم
مجمع روحانیون مبارز ضمن سپاس از حضور شاداب ملت و بخصوص جوانان عزیز در عرصه انتخابات دهم ریاست جمهوری که با رفتار مدنی، سرزندگی و متانت خود خاطرات دوران پرشکوه انقلاب را تجدید کردند و ضمن پوزش از اینکه نتوانستیم از آراء مردم صیانت به عمل آوریم، به استحضار ملت شریف می‌رساند که در این انتخابات صرف نظر از نتیجه‌ای که معلوم شد آنچه موجب تاسف و نگرانی بیشتر است اعمال نوعی مهندسی آراء گسترده در این دوره است.
این امر اگر به صورت رویه درآید به جمهوریت نظام لطمه غیرقابل جبران می‌زند و اعتماد مردم را که بزرگترین پشتوانه نظام است خدشه دار می‌کند. دلایل و شواهد کافی وجود دارد که نتیجه اعلام شده مورد قبول واقع نشود.
مجمع روحانیون مبارز در جلسه‌ای فوق العاده به این نتیجه رسید که برای دفاع از جمهوریت اسلامی نظام و بازگرداندن اعتماد عمومی و نگاهبانی از موج آشتی ملی با صندوق‌های رای، ابطال این انتخابات و تجدید آن در فضایی عادلانه‌تر و منطقی‌تر راه‌کار مناسب است یا دست کم تعیین هیاتی بی‌طرف و کاردان و شجاع برای حقیقت‌یابی و اعلام نظر نهایی به ملت و رهبری تصمیمی درست در جهت آرمان‌های والای انقلاب و اندیشه‌های حضرت امام و تقویت اعتماد ملی است.
ما و هواداران پرشور و با شعور جناب میرحسین موسوی ضمن حفظ هوشیاری و پرهیز از هر عملی که به تشنج بیانجامد و به سرکوب‌گران بهانه دهد، مهندس موسوی عزیز را تنها نخواهیم گذاشت.

Thursday, June 11, 2009

ما نیمی از جمعیت ایران هستیم

تو بحبوحه انتخابات یادم رفت این رو بگم که این فیلم مستند "رخشان بانی‌ اعتماد " رو حتما ببینید.من لینک هاش رو اینجا میزارم

قسمت ۱

قسمت ۲

قسمت ۳

قسمت ۴

قسمت ۵

فیلم خیلی‌ خوب و جالبیه، وقتی‌ این فیلم‌ها رو میبینم ،وقتی‌ دور و بر خودم رو یه نگاه میندازم و میبینم که هر کسی‌ کلی‌ داستان داره از شرایطی که به خاطر زن بودنش تو ایران باهاش دست به گریبان بوده و هست ،بعد یه مقایسه کوچیک می‌کنم با قوانین حمایتی که واسه خانوم‌ها تو جاهای دیگه هست ، احساس می‌کنم که حالا حالا‌ها راه مونده تا رسیدن به یه شرایط نمیگم مساوی که کمی‌ متعادل با نرمال. و فکر می‌کنم که حتا اگه قانون رو هم بشه عوض کرد و تقریبا شرایط قانونی‌ بهتری واسه ما‌ها فراهم بشه ،با این سنت و فرهنگ و مذهب باید چکار کرد؟؟ اون هم فکر می‌کنم که باید یه راه طولانی‌ تر و مشکلتری واسعش طی‌ کرد که بشه اون موقع تازه احساس کرد که فضائ واسه نیمی از ایران باز شده. از موضوع طلاق و بچه و ارث و دیه و حقوق شهروندی و مطالبات اجتماعی و آزادی‌های فردی و روابط اجتماعی بگیر تا هزار و یک تبعیض که هر کدوم از این‌ها می‌شه گفت مشکلات حقوقی و یک طرف دیگه ماجرا مشکلات فرهنگی‌ و توی خانواده و تبعیض‌ها و ندیده شدن هایی که تو خانواده و محیط خصوصی هر دختری واسعش وجود داره ،که فکر می‌کنم آسیب روحی‌ روانیش نمیگم بیشتر که کمتر از قسمت اول نیست.هر کدومش از این‌ها به نوعی تو روح و روان هممون رسوخ کرده و همهٔ خانوم‌ها با گوشت و پوستشون کاملا چشیدن و تجربه کردند بعدا اگه حالش رو داشتم چند تا داستان تکان دهنده رو که خودم یا توش بودم یا شاهد عینی ماجرا بودم رو اینجا مینویسم.فعلا خیلی‌ حالم گرفته است.دیشب در یه لحظه با خودم فکر کردم که اگه دستگاه عدالتی فراتر از عدالت انسانی‌ موجود باشه که میگن اون دنیا ظاهراً هست ،من هنوز نفهمیدم که هست یا نیست !! ... ،اون موقع من به عنوان یه زن (که کلی‌ هم به زن بودنم مفتخرم) طلبکارم از تقسیم کننده سرنوشت یا اون از من ؟؟من کلی‌ حرف دارم که بزنم ،کلی‌ شکایت دارم ،کلی‌ شاکی‌ ام.

ما نیمی از جمعیت ایران هستیم


فردا چی‌ می‌شه؟

شدیدا نگران هستم و کلی‌ استرس دارم ،نگران فردا هستم ،یعنی‌ چی‌ می‌شه؟؟نگران اعلام نتیجه‌ام و اینکه اگه اونی‌ باشه که همین مردمی که این روز‌ها ریختن تو خیابون‌ها و دارن از یکی‌ دو تا کاندیدا حمایت می‌کنن ،و نامزد مورد نظرشون رای نیاره ،اون موقع چه واکنشی نشون میدان؟؟ بر خورده حکومت با اون‌ها چطوری خواهد بود؟ولی‌ یه نکته که چه احمدی نژاد بشه رئییس جمهور و چه نشه ،این حضرات متوجه شدن ،اون اینکه این همه صدا و پتانسیل تو این آدم‌ها وجود داره،این همه اعتراض به وضع موجود و این همه مخالفت با احمق فرض کردن مردم وجود داره و اون‌ها تو این شرایط که من مطمئن هستم که اگه خودشون هم ندیدن این جریانی رو که واقعا فکر کنم از بعد انقلاب جزو معدود حالت هایی که داره اتفاق میفته ولی‌ نیروهای اطلاعات ایشون بیشتر از بقیه این خبر‌ها رو دارن جمع می‌کنن و به گوش آقایان خواهند رساند،که این همه صدا تو این مردم هست

نگرانم،اینجا نشستم و کار زیادی از م بر نمیاد درس نمیخونم ،اصلا نمیتونم تمرکز کنم ،اگه هم به اطرافیانم بگم که کلی‌ استرس دارم کمی‌ من رو باور نمیکنن،،فقط دائم به این و اون تلفن می‌کنم و مرتب میپرسم که خبر‌ها رو بهم بگن.این البته علاوه بر اینترنت... و... و ..است !!

استاد جان هم که امروز منتظر بودن که بنده واسشون ریپرت بدم که من هم می‌شه گفت یک خط جلو نرفتم چه برسه به ریپرت!!

!!

Tuesday, June 9, 2009

بازم انتخابات

من این چیزأی رو که اینجا مینویسم ،نه از سر طرفداری یا علیه کاندیدای خاصی‌ ،نمینویسم ،فقط یه موضوع کلی‌ رو می‌خوام اینجا بگم،

این روز‌ها به یه چیزأی دارم فکر می‌کنم،یاد یه روز هایی تو گذشته می‌افتم،خیلی‌ با این سن و سالم ،نمیتونم مدعی باشم که روز‌های زیادی دیدم ،تو زندگیم و شاهد خیلی‌ صحنه‌ها بودم ،ولی‌ حداقل ۲۰ سال بعد انقلاب رو می‌تونم به یاد بیارم ،.

این روز‌ها وقتی‌ از دور میبینم که هر روز خیابون‌ها شلوغ و شلوغ تر می‌شه و میشنوم که چه اتفاقاتی داره اون جا میفته ،یه جورایی دلم میلرزه،

من یه چیزی می‌خوام بگم و اون اینکه از یه طرف خوشحالم که این همه مردم تو قضیه انتخابات در گیر شدن و براشون مهم شده که باید رای بدن ،ولی‌ یه نکته دیگه که ذهن من رو درگیر کرده اینکه ،این همه هیجان و احساسات که داره خرج می‌شه ،آیا پشت این همه هیجان ،حرفی‌ از به نقد کشیدن کاندیدای مورد نظر یا بقیه کاندیدا‌ها می‌شه ؟؟ آیا همهٔ اون‌ها که امروز میان خیابون مطالبات خودشون رو هم اعلام می‌کنن؟؟ و از کاندیداشون که دارن ازش حمایت می‌کنن میخوان که در مورد خواسته شون نظرش رو بده؟؟ آیا مطمئن هستن که اون کاندیدا همون آدم که اون‌ها دنبالش هستن ؟؟ یا یه تصوری ازش شده و دقیق حرف هاش رو گوش ندادن؟؟

من یه چیزأیی به نظرم میاد و اون اینکه ،باز هم دچار احساسات شدیم.باز هم جو گیر شدیم. خوب البته یه موضوع واضحی که وقتی‌ جایگاه نقد و آزادی اجتمأیی تو جامعه نباشه ،اون موقع تو یه فضائ مثل فضای انتخابات که جو آزاد تر و با محدودیت کمتر ،اون موقع شرایط جامعه به این صورت می‌شه و فقط خالی‌ کردن تمام عقده‌های چند ساله می‌شه که مقدار زیادی جو زدگی همراه می‌شه.

البته هیجان و شور و نشاط کاملا برای فضای انتخابات خیلی‌ هم خوبه و کلی‌ هم تو مشارکت مردم تاثیر داره و خیلی‌ علامت خوبیه و من اصلا با این قضیه مشکل ندارم ،من میگم

آیا فکر و مطالبات عمیق تری پشت این همه هیاهو خوابیده؟؟ و اگر هست خوب الان که بهترین زمان برای مطرح کردن اون هاست آیا به روش هدفمند این مسائل مطرح می‌شه؟ یا فقط از این فضای آزاد استفاده می‌شه که بیشتر خودمون رو تخلیه انرژی کنیم و مثل یه بازی سطحی که فقط دنبال این هستیم که حریف نبره بهش نگاه کنیم؟؟

یعنی‌ منظورم اینه که خوب این همه هیجان مطمئنا پشتش مطالباتی هست که حتما سالهاست بهش پاسخی داده نشده و داره خودش رو اینطوری و به این شکل نشون میده ،ولی‌ این باید یه جوری مدون بشه و مکتوب بشه ،یعنی‌ از یه ظاهر جو زده تبدیل به یه موضوع اساسی‌ بشه.و از کاندیدا خواسته بشه.


یادم میاد تو انتخابات سال ۷۶ اصلا یه چنین فضائ نبود ،اینطوری که مردم بریزن تو خیابون و شعار بدن و این همه احساسات و هیجان و این جو گیر شدن‌های اینطوری نبود،این میتونه به نظر من میتونه یه نشانه خوب باشه که خوب مردم همه درگیر انتخابات شدن و براشون مهم شده قضیه،ولی‌ یه مورد دیگه که من حس می‌کنم اینکه ،خیلی‌ به نظر میاد فضا هیچ جای واسه نقد کشیدن برنامه‌های هر کندیدأی واسش وجود نداره ،مطالبات اجتمأیی و سیاسی اون‌ها که الان دارن میان بیرون اصلا راجع بهش حرفی‌ زده نمی‌شه ،مردم خوشحالن واسه خودشون ،کسی‌ نمیاد بگه که خوب ،من به این آقا رای میدم ،و اگه بخوام بدم ،برنامه هاش چیه؟ چه قول هأیی میده ،چه اصولی داره واسه خودش و ... احساس می‌کنم که فضا کمی‌ هیجانش بیش از منطقش باشه و همه فقط میخوان که یکی‌ بره ،خیلی‌ خوبه که یکی‌ بره ،ولی‌ اونی‌ که می‌خواد بیاد ،کی‌ هست و چه برنامه‌ای داره ،و اگه این سوال از طرفداران یکی‌ از اون ۳ تا کاندیدای دیگه پرسیده بشه ،متهم به حمایت از اون یکی‌ میشی‌ و یا اینکه متهم میشی‌ که چرا نمیفهمی که اون باید بره ،!!

خوب من آدم ساده و کم عقل و بی‌ اطلاع قبول دارم که اون باید بره ،ولی‌ خوب یه کم بیأییم باهم حرف بزنیم ،جو گیر نشیم،کمی‌ برنامه‌های هر کاندیدا رو بالا پأیین کنیم ،و روش کامنت بذاریم .

من یه چیز دیگه هم حس می‌کنم ،اینکه ما بیأییم تو خیابون و شادی کنیم و هلهله کنیم و بخونیم و برقصیم و شعار بدیم و طنز بگیم و جوک درست کنیم،خیلی‌ خوبه ،و کلی‌ تو فضای انتخابات و مشارکت مردم تاثیر میذاره ،ولی‌ یه نشانه دیگه هم هست ،اینکه ما اگه امکان بیرون ریختن انرژی‌های جمع شده تو خودمون رو یه جای دیگه داشتیم ،اگه امکان تفریح و شادی و حرکت‌های جمعی تو راه درست خودش داشتیم ،اون موقع، موقع انتخابات به جای اینکه جمع شدن و فان و تفریح و هلهله و ،،این‌ها رو با انتخابات مخلوط نمی‌کردیم ،میتونستیم تو فضای جدی تر انتخابات، رو انتخابات فکر کنیم.

اینکه همیشه به خاطر هر موضوعی ما سر کوب شدیم ،اجازه بروز احساساتمون بهمون داده نمی‌شه ،اجازه بیان انتقاداتمون در برابر حکومت داده نمی‌شه ،اون موقع بعد مسابقه فوتبال تو خیابون میأییم و اگه ببریم میرقصیم و می‌زنیم و میشکنیم و اگه ببازیم باز میأییم بیرون و می‌زنیم و میشکنیم ..

اگه موقع انتخابات بشه میأییم بیرون و شعار میدیم که " احمدی احمدی بیکاره سبزی داره میکاره ،"‌ای ول ای وله موسوی یله" یه رنگی‌ مد می‌شه،و هر چند که اون کندیدا خوب هم که باشه ،ولی‌ حرف هاش رو نمیشنویم،فقط چون مد شده بهش رای میدیم،من میگم رای بدیم ،به همونی هم که مد شده اگه دوست داریم رای بدیم ،چون مد اصولاً همیشه چیز بدی نیست ،ولی‌ خوب روش هم فکر کنیم،و خواسته هامون رو هم ازش بخوایم.در معرض نقد قرارش بدیم ،و جوری باهاش بر خورد نکنیم که وقتی‌ حرفی‌ زد که به مذاق ما خوش نیومد یا تو یه سطح بالاتر ازش توقع داشته ایم و اون پأیین تر حرف زد یا عمل کرد ،همون بلای خاتمی رو سرش نیاریم،و با مغز نکوبونیمش زمین،اون رو به طور واقعی‌ ببینیم ،همونطوری که خودش رو پرزنت میکنه ببینیمش ،نه اوطوری که ما دلمون میخواد.

همیشه سبز باشید:))

دختری تو گهواره

شعر خانوم زهرا رهنورد رو که این روز‌ها تو همه جا هست رو خوندم ،اینجا هم میذارمش، شعر قشنگییه ،

ولی‌ یه نکته که توجه من رو جلب کرد اینکه ،چرا دختری تو گهواره نیست ؟؟

اگه دختری تو گهواره بود ،اون موقع باز هم امیدی بود به نترسیدن در برابر گرگ ها؟؟؟

پی نوشت:شاید بگید که حالا این وسط این چی‌ میگه با این کامنت ش !! ولی‌ خوب این اولین چیزی بود که نظر من رو جلب کرد.

Monday, June 8, 2009

انتخابات

این روز‌ها درگیره شدید دو موضوع هستم ،یکی‌ درس و تز که پشت سر هم باید ریپورت بدم و کلی‌ کار روسرم ریخته یکی‌ هم که انتخابات،تو این مدت خیلی‌ دلم می‌خواست که چیزی اینجا بنویسم راجع به انتخابات ،ولی‌ اینقدر فضا رو پر از نوشتن و هیجان و احساسات و فحش و بد و بیراه میبینم که هی‌ جلوی خودم رو گرفتم که احساساتی‌ نشم و حرف نامربوط دور از عقل و منطق اینجا ننویسم که بعدا خودم پشیمون بشم.تو این چند روز یا شاید هم یک ماه اینقدر هر لحظه مدل‌های مختلف دیدگاه و نظر و برداشت از آدم‌های مختلف میخونم که شاید جای واسه ابراز نظر خودم نمونده.به ایران هر روز زنگ میزنم و گزارش رو از دوستام یا خونواده میگیرم ،هر از گاهی هم از اینجا وقتی‌ احساساتی‌ میشم شروع می‌کنم به بحث که اولین چیزی که از اون پشت تلفن میشنوم اینه که بابا تو که اونجا نشستی چی‌ میگی‌ از راه دور!!!،

خیلی‌ دلم می‌خواست الان و این روز‌ها اونجا بودم ،خیلی‌ زیاد ،نه به خاطره هیجانش، که فکر می‌کنم بزرگترین آفت قضیه همین هیجان و احساساتی‌ شدن بعضی‌ هست که به طرفداری یا علیه یکی‌ احساساتی‌ میشن و اون موقع تو اوج هیجان اصلا نمی‌شه نشست و به طور منطقی‌ دو کلمه حرف زد،بیشتر به این دلیل دلم می‌خواد اونجا باشم که یک بتونم رای بدم و دو اینکه بتونم با اون‌ها که می‌شه با همدیگه حرف بزنیم و یه بحث منطقی‌ و خارج از هیجان بکنیم حرف بزنیم و به یه نتیجه گیری خوب برسیم ،دلم می‌خواد که این بار برم با اون‌ها که به ندرت می‌شه که رای بدن ،حرف بزنم،

بیشتر به این دلیل که تقریبا خیلی‌‌ها رو میشناسم که این انتخابات براشون مهم شده در حالیکه قبلان اصلا وارد این بازی‌ها نمیشدن،خوشحالم که میبینم که تقریبا خیلی‌‌ها تصمیم گرفتن رای بدن،این نکته خیلی‌ مهمی‌ ،یعنی‌ شاید یه علامت،یه علامت از یه شعور و رشد اجتماعی که واقعا امیدوار کننده است

خلاصه خیلی‌ دلم می‌خواد تو این روز‌های شلوغ اونجا باشم.وقتی‌ عکس‌ها رو میبینم که ملت تو خیابون‌ها اومدن ،از یک طرف واسعم جالب و از طرف دیگه ترس از برخورد خیلی‌ دارم،کاملا و به راحتی‌ از این دست اتفاقت زیاد افتاده و یه جاهأی که به نفع رقیب نباشه ،حتما زد و خوردی تو خیابون پیش میاد و ضرر این قضیه رو فقط مردم و جوون‌ها هستن که میکشن.خیلی‌ شبیه پیر زن‌ها دارم حرف میزنم هان؟؟نمیدونم ولی‌ این هیجانی شدن بیش از حد رو احساس می‌کنم که یه نتایجی رو بعدا به همراه داره و اون اینکه وقتی‌ درست اون کاندیدا رو از روی هیجان و احساس انتخاب بشه و از روی هیجان ،بعدا هم نگاه هیجانی بهش داریم،با هیجان واسش مینویسیم ،نقدش می‌کنیم ،با هیجان بزرگش می‌کنیم و با هیجان کوچیکش می‌کنیم.

مثل خاتمی ،که هنوز هم که هنوز با هیجان نقدش می‌کنیم و تمام کارهای خوبی‌ که کرده رو اصلا نمی‌بینیم، و خیلی‌ راحت مدعی میشیم که زمان اون هیچ رشدی نبوده یا بر عکس مشکلاتی که بوده رو نمی‌بینیم.

خوب خیلی‌ منطقی‌ می‌شه یک نفر رو انتخاب کرد و واسش دلیل هم آورد.

بگذریم این نظر من و میتونه کاملا از طرف دیگران رد بشه..


این روز‌ها شدیدا در گیر انتخابات شدم.فیلم‌ها رو که میبینم ،هر از گاهی دست میکشم رو گوش هام که ببینم که نکنه اون‌ها که اینطوری حرف میزنن و دلیل و آمار میارن ،در مورد ما‌ها چی‌ فکر می‌کنن؟؟ ما رو چی‌ فرض کردن؟ تو این مملکت همیشه دروغ با همهٔ حکومت‌ها بوده ،ولی‌ بعضی‌ وقت‌ها اینقدر دروغ شاخدار که اصلا "ننجون" ما هم میفهمه که بابا اینقدر گنده دروغ نگیم!! (نقل از جناب کروبی"):)

میگم اینقدر نقد و نوشته شوخی‌ و جدی در مورد این آدم‌ها و مناظره شون و فیلم شون و سخنرانی‌ شون نوشته شده که فکر کنم کسی‌ حوصله حرف‌های من رو نداره،و شاید هم اصلا کارشناسی نباشه که بشه روش حسابی‌ باز کرد.ولی‌ من یه چیزأی رو تیتر وار اینجا مینویسم واسه اینکه ثبت بشه اینجا!

مناظره کروبی -رضایی:

به نظرم اونها هنوز اون موقع نفهمیده بودن که باید یه مناظره جدی بکنن و می‌شه از لحظات مناظره بیشترین استفاده رو کرد،یه تعارف و مهربانی و پیام کلیدی مطرح نشد.

فیلم اول موسوی رو که دیدم ،کمی‌ ناامید شدم، یه فیلم در مایه‌های جشنواره‌های خارجی‌ که مجیدی همیشه میساخت و نمیدونم شاید هم من درک نکردم ،ولی‌ احساس کردم که اصلا از فاکتور‌های تبلیغی و پر اثر ازش استفاده نکرده بود .ولی‌ فیلم دومش به نظرم خوب بود ."درویش " به نظرم کار بهتری رو ارائه داده بود و یه خورده جذابیت بیشتری داشت.

فیلم مناظره احمدی نژاد - موسوی

رو که دیدم ،تقریبا نوک انگشت هام یخ کرده بود و پا هم میلرزید ،نمیدونم چرا اینقدر عصبی شده بودم ،بدبختی تو اون ساعت از روز هم نمی‌شد زنگ زد ایران با یکی‌ حرف زد.کلا تا صبح اون شب نخوابیدم.یعنی‌ واقعا به تمام معنی‌ کلمه احمدی نژاد کثیف بازی کرد ،از هر ابزاری واسه سرکوب طرف مقابل.چقدر وقاحت می‌خواد که اینطوری باشی‌؟؟

مناظره موسوی -رضایی:

موسوی خیلی‌ خوب حرف زد ،و فرصت داشت تا در مورد شب قبلش حرف هاش رو بزنه و نقد کنه

مناظره کروبی -احمدی نژاد:

من واقعا نمیدونم این تیم آقای کروبی که اینقدر میگن قوی هستن ،چرا بابا دو تا آمار و رقم دست این آدم نداده بودن که وقتی‌ در برابر اون مزخرفات و دروغ‌ها نشسته بتونه دو تا دلیل بیاره و ردش کنه؟؟ فکر کنم بزرگترین دروغ‌های این دو ده پیش رو تو اون شب به خورد ملت داد و با اقتدار چشم تو چشم ملت دوخت و دروغ گفت.

مناظره موسوی کروبی :

یک نکته تلخ واسه من داشت:که ما که میگیم ادعای دگر اندیش بودن رو داریم و مدعی هستیم که با همه گروه‌ها کار می‌کنیم ،خیلی‌ راحت به دولت آبادی میگیم که اره یه کمونیست اومد ،پشت سر سروش این رو گفت،اون هم با لحنی که بله ... واقعا جای تاسف داره.اصلا بگیم کمونیست ،دیگه تو این دنیای هزار و یک مکتب و تئوری و ایده ،اینکه یک آدمی‌ رو اینطوری خطابش کنیم و این مدلی‌ بهش نگاه کنیم ،اون هم در جایگاه شیخ اصلاحات ،کمی‌ دور از انتظار.اون هم وقتی‌ مدعی هستیم که روشنفکر هستیم.

مناظره رضایی -احمدی نژاد:

رضایی خیلی‌ خوب حرف زد،شاید به دلیل اینکه احمدی‌نژاد فکر میکرد که رقیب اصلیش رضایی نمیتونه باشه ،تو این مناظره نیومده بود که مثل دفعات پیش عمل کنه ،واسه همین رضایی بهتر تونست فضا رو به مناظره شبیه تر کنه.

فیلم احمدی نژاد هر دو فیلمش:

خیلی‌ خوب کار شده بود ،خیلی‌ عالی‌ روش فکر شده بود،این شمقدری خوب فیلم نمیسازه ولی‌ مستند‌های خوبی‌ میساخت ،اون فیلم تبلیغاتی احمدی نژاد تو ۴ سال پیش هم خیلی‌ خوب ساخته بود.

فیلم کروبی هم خوب بود ولی‌ من رو راوی فیلم کمی‌ عصبی کرده بود ،بگذریم از اینکه وقتی‌ تاره ۷۰۰۰۰ تومانی رو میگفت کمی‌ باز دست به گوش هام کشیدم!

فیلم آخر موسوی به نظرم خیلی‌ پیام‌های واضح تری داشت و مستقیم حرفش رو به مردم میزد.

فقط ۴ روز به انتخابات مونده،و خیلی‌ نگرانم.۴ سال پیش که احمدی‌نژاد شد ،اون شب تا خود صبح گریه کردم،اون شب کیمیا دوستم خونمون بود و هدیه هم بود،اون شب تا خود صبح فقط مثل دیونه‌ها داد میزدم و عصبی شده بودم.و اون دو نفر به من میخندیدن...

"دوست" هم که اینجا بود ،و من دلم می‌خواست فقط با یک نفر که بتونه من رو آروم کنه حرف بزنم.کاملا بد بختی و بیچارگی رو میدیدم و هیچ غلطی نمیتونستم بکنم،هیچ وقت، هیچ وقت اون شب رو فراموش نمیکنم...

حالا ۴ سال گذشته امیدوارم اون کابوس دوباره تکرار نشه.