Tuesday, June 16, 2009

سایه

یه فکر ساده همیشه یه گوشه از ذهن من رو تو این مواقع میگیره ،اون اینکه ما چرا هیچ موقع فکر نمی‌کنیم که قراره یه روز بذاریم همه چیز و بریم ،جمع کنیم بار و بندیلمون رو همه چیز رو ول باید بکنیم و سرمون رو بذاریم زمین و دیگه بلند نشیم.اون موقع چطوری میتونیم تو این زندگی‌ کوچیک و مسخره ،این همه به آدم‌های دیگه ظلم کنیم؟،اون موقع چطوری میتونیم یکی‌ مثل خودمون رو بزنیم؟ ،بکشیم ؟شکنجه کنیم ؟،پدرش رو در بیاریم؟بیچاره ش کنیم؟ چطوری میتونیم ضجه و ناله و نفرین پشت سرمون رو تحمل کنیم؟چقدر اشک و آه چقدر درد و فلاکت سر اون بیچاره‌ها بیاریم؟

نمیدونم ،یه دوست اینجا دارم که بودیست،و اعتقاد داره که دنیای بعد مرگی وجود نداره ،اون میگه که ما معتقد هستیم که هر کاری کنیم اثر اون کار تو زندگی‌ خودمون برمیگرده و واسه همین اگه بد باشه به خودمون بر میگرده و اگه خوب باشه هم همینطوری.خوب این از اون که به اون دنیا معتقد نیست ،این‌ها که معتقدند چی‌؟ اثر کار ما کی‌ برمیگرده به خودمون؟ چه اینجا چه اونجا ،پس چرا نمیترسیم که آه آدم‌ها ما رو بگیره ؟اگه به خدا معتقدیم چرا از قهرش نمیترسیم؟ اگه نیستیم باز چرا نمیترسیم که اثرش تو زندگیمون رخنه کنه؟؟ چرا فقط این روز‌ها رو میبینیم که داریم ابراز وجود می‌کنیم؟

نمیدونم یه مساله خیلی‌ ساده است که با یه منطق دو دو تا چهار تا می‌شه بهش به آسونی فکر کرد ،نمیدونم شاید هم من خیلی‌ ابلهانه و ساده انگارانه دارم بهش فکر می‌کنم.

به قول یه نفر که خیلی‌ واسم عزیز بود میگفت که امان از وقتی‌ که آه و دل شکسته یک نفر مثل سایه دنبالت کنه.

نمیدونم فکر کنم این روز‌ها سایه خیلی‌‌ها پر از آه و ناله و ضجه باشه که مدام این بار سنگین رو دارن سنگین و سنگین تر می‌کنن و به دوش میکشن.

آیت الله بیات زنجانی در پاسخ به نامه میرحسین موسوی


: "بسم‌اللّه الرّحمن الرّحیم برادر دلسوز و انقلابی جناب آقای مهندس موسوی- ایّده الله تعالی سلام علیکم؛ همانطور که در نامۀ خود مرقوم داشته‌اید ریز وقایع و صحنه‌آرایی انتخابات دهمین دورۀ ریاست جمهوری را در حدّ مقدور پی‌گیری کرده‌ام و با شما هم عقیده‌ام که در حقّ آراء ملّت و در حقّ شما به عنوان نمایندۀ فکری بخش عمده‌ای از این ملّت جفا شده است. اگر چه به عنوان شخصی که سالهای متمادی به امور اجرایی و تقنینی اهتمام داشته‌ام می‌دانم که گاه تخلّفاتی اندک، از ناحیۀ مجریان جزئی امور رخ می‌دهد، اما این بی‌اعتنایی اخیر و بی‌حرمتی کلان به آراء ملّت بی‌سابقه است. سالهاست که امام عزیز و همینطور سلوک و منش انقلابی او از میان ما رخت بربسته است ولی ظاهراً برخی، مدارا، مردم‌داری و وظیفه‌شناسی و هدایتهای انقلابی‌اش را در پی خودش به خاک سپرده‌اند. به هیچ وجه مدّعی نیستم که دوران پیش از سال 68 بری از نقص و خطا بوده است، اما مگر کسی می‌توانست در زمان حضور امام راحل اینچنین قانون را دور بزند و بعد هم شاکیان را به سخره گیرد و مردم را هم علیه آنان بفریبد. هنوز نسل اول انقلاب زنده‌اند، در حالی که ارزشهای انقلاب چنین تحریف می‌شود. هنوز بسیاری از تدوین‌کنندگان و نویسندگان و اعضای بازنگری قانون اساسی زنده‌اند و برخی به خود جرأت می‌دهند که آن را به نحو استصوابی تفسیر کنند. هنوز جملۀ امام که میزان را رأی ملّت می‌دانست در میان ما تکرار می‌شود. اینجانب سالهاست که در سخنان و مواضع مختلف، فاصله گرفتن نظام از راه و اندیشۀ امام را متذکّر شده‌ام و نسبت به استقرار آرام اندیشه‌ای خمینی‌ستیز در کشور هشدار داده‌ام؛ اندیشه‌ای که نهایتاً ثمری جز تبدیل «جمهوری اسلامی» به «حکومت اسلامی» نخواهد داشت و نهایتاً دین و دنیای مردم را در خود هضم خواهد کرد. اکنون ضمن حمایت از جنابعالی و ستایش احساس تکلیف و دغدغۀ انقلابی‌تان نکاتی را به شرح زیر به محضر عموم یادآور می‌شوم: 1-کسانی که به شما رأی داده‌اند، در پی آن بوده‌اند که متقابلاً سوگند شما را در برابر خود و خدای خود بشنوند که از حقوق قانونی آنان پاسداری خواهید کرد و قانون کشورشان را حرمت خواهید گذاشت. همین امروز را روزی بدانید که این سوگند را بالقوه در برابر آنان یاد کرده‌اید و بر شماست که با توکّل به پروردگار توانا و درایت و استفادۀ کامل از وسایل قانونی کشور رأی مردم را به خودتان و همینطور به دیگران پاس بدارید؛ کما اینکه این تکلیف بر دوش دو نامزد بزرگوار دیگر برادر عزیز و ارزشمند و مظلومم جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی و برادر ارزشمندجناب آقای دکتر رضائی هم سنگینی می‌کند. اگر از ابتدا به صحنه نیامده بودید، تکلیف به گونه‌ای دیگر بود، اما اکنون زمانی است که باید در برابر قانون ستیزی و خودخواهی ایستاد و نگذاشت که بی حرمتی به قانون و خواست اکثریّت در این کشور رواج پیدا کند. اطمینان داشته باشید که شما و کسانی که با نیّت خالص خود، شما را همراهی می‌کنند، موفق خواهید بود ولی این اعتراضات و دفاع از حق خود را بگونه ای مطالبه کنید که راه سوء استفاده را از مخالفین شما بگیرد. 2-در چنین روزهائی نهی از مظالم و اعلام برائت از اعمال منکر گونه در چارچوبهای قانونی و عُقلایی بر همگان واجب است. مدیران و زعمای صالح حکومت هم باید در مخالفت با اینگونه اعمال بکوشند و گرنه در نزد افکار عمومی متّهم به نادیده گرفتن حقوق مردم خواهند شد. امروز دغدغه اصلی این است که عهد جمهوری اسلامی با مردم به طور یک جانبه مخدوش شده است و یاران برجستۀ امام را متهم به قدرت‌طلبی می‌کنند. 3-آحاد مردم به ویژه جوانان عزیزی که در پی احقاق حقّ قانونی خود هستند، این تلاش قانونی خود را نهی از منکری بدانند که باید شرایط شرعی و قانونی آن مراعات شود. در این نهی از منکر بزرگ باید تقوای الهی پیشه کنید و بدانید که عدّه‌ای به دنبال آنند که شما را لاابالی و آشوبگر معرفی کنند و به همین جهت، مراقب باشید که میان نهی از منکر و آشوب، خلطی بوجود نیاید. این موضوع قابل تاکید است که رقیب شما یک نامزد انتخاباتی خاص یا طرفدارن و هوادارن او نیستند؛ آنچه با شما و مصالح جامعۀ اسلامی به مبارزه برخاسته است، یک طرز فکر غلط و انحرافی است که معتقد است برای رسیدن به اهداف به ظاهر مقدّس، می‌توان به هر وسیلۀ نامقدّسی متوسّل شد. این اندیشه و طرز فکر را دشمن اصلی خود و دین خدا بدانید، سپس صاحبان این فکر غلط را محکوم سازید. همان طور که پیشتر هم بارها گفته‌ام شعار جوانان ما در موقعیت کنونی باید این باشد که برای رسیدن به اهداف مقدس نباید از وسایل نامشروع کمک گرفت. 4-مطالبات گستردۀ نامزدها و طرفداران آنها هشداری است در برابر دستگاه قضایی که باید جدّی گرفته شود. مسئول دستگاه قضایی کشور، پیش از هر چیز به عنوان یک فقیه شیعی باید خود را ملجأ مردم بداند. اگر روزی محکمه‌های قضایی یک کشور نتوانند عدالت را میان مردم برقرار سازند، طبیعی است که ستم‌دیدگان راههای دیگری برای احقاق حقوق خود جستجو خواهند کرد و خدای ناکرده مقصد چنین جامعه‌ای آشوب، ناامنی و هتک حرمت مقدّسات است. در پایان امیدوارم همۀ دست اندرکاران نظام جمهوری اسلامی در رعایت مصالح دین خدا و مردم بکوشند و پاسدار اعتماد مردم باشند. والسلام علی عبادالله الصالحین قم، اسدالله بیات زنجانی 25 خرداد 1388 مصادف با 21 جمادی‌الثّانی 1430".

Monday, June 15, 2009

سخنان موسوی در تظاهرات امروز تهران


مهندس میرحسین موسوی در راهپیمانی میلیونی مردم تهران در اعتراض به تقلب آشکار در رای آنها، با احترام به مردم و حامیانش تاکید کرد که آماده پرداختن هرگونه هزینه برای تحقق آرمان های ملت ایران است.

میرحسین موسوی در اجتماع میلیونی مردم تهران و راهپیمایی آنها از شرق تهران تا میدان آزادی در اعتراض به نحوه شمارش آرا اظهار کرد: سلام بر شما ملت عزیز، سلام بر شما هموطنان. آمده ام تا ادای احترام به این همه ایستادگی و آگاهی بکنم. گروههای سیاسی متعددی درخواست مجوز کرده بودند تا یک راهپیمایی در اعتراض به تقلبات وسیع در انتخابات صورت گیرد. چون اجازه داده نشد و بنده شنیدم ممکن است مردم حضور پیدا کنند، آمدم تا همه را ضمن دعوت برای دفاع از حق خود به آرامش دعوت بکنم . آمده ام ، تا بهاری سبز «استقامت کنم» تا «نماد سبز» را به «یغما» نبرند .

وی بیان کرد: شما مردم بت شکن هستید ، شیشه شکن نیستید . آن کسانی دیروز اتوبوسها و موتورها را آتش زدند که دیشب به خوابگاههای دانشجویی حمله کردند و وحشیانه ضمن شکستن دست و سر و پا ، عده ای را از پنجره ها بیرون ریختند و عده زیادی را دستگیر کردند .

موسوی تاکید کرد که بنده قویاً خواهان آزادی بی درنگ همه این عزیزان هستم و از نیروهای دولتی می خواهم،دست از خشونت علیه مردم و فرزندان آنها بردارند .

وی ادمه داد: مردم ما با شعارهای الله اکبر و زیر سایه پرچم سبز اهل بیت (ع) به صورت مسالمت آمیز احقاق حق خود را می خواهند و احساس می کنند به شعور آنها بی احترامی شده است . من نامه ای به شورای نگهبان نوشته ام و موارد تخلف را شرح داده ام، گر چه امیدوار به شورای نگهبان نیستم. تعداد زیادی از اعضای شورای نگهبان در طول انتخابات بی طرفی خود را نگه نداشتند و از کاندیدای دولتی حمایت کردند .

موسوی بیان کرد: من از شما ملت عزیز، زنان و مردان، دانشجویان، روحانیون، هنرمندان، بازاریان، کارگران و کارمندان وهمه اقشار تشکر می کنم، به ویژه از اقلیت های عزیز.

وی افزود: ما باید با الله اکبر هایمان و از طریق راههای قانونی به دنبال حق پایمال شدة مردم خود باشیم و بتوانیم جلوی این پدیده، این دروغ آخرین، یعنی این تقلب و شعبده بازی حیرت آور بایستیم.

موسوی اظهار کرد: راه حل بنده، ابطال این انتخابات مخدوش است و این کمترین هزینه را برای ملت ما خواهد داشت وگرنه از اعتماد ملت به دولت و نظام هیچ چیزی باقی نخواهد ماند. البته من به همه عزیرانی که به تشخیص خود، سایر کاندیداها را انتخاب کرده اند،احترام گذاشته و سر تعظیم فرود می‌آورم و اعتراضم به عدم مراعات امانتداری و تخلف فاحش دست اندرکاران انتخابات است.

وی ادامه داد: مردم ما بر سر این حق خود ایستاده اند و من هم آماده ام همه گونه هزینه ای را برای تحقق آرمان های شما ملت عزیز بپردازم .

منبع سایت قلم

http://ghalamnews.org/news-21133.aspx

سخنان خاتمی از تظاهرات امروز تهران


رییس جمهور پیشین کشور اظهار کرد: اعتماد مردم به عنوان بزرگترین پشتوانه انقلاب و کشور لطمه دیده است.

سید محمد خاتمی که برای شرکت در مراسم راهپیمایی میلیونی مردم تهران در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری به میان مردم در خیابان آزادی تهران رفته بود؛ با سپاس از مردم به خاطر هوشیاری؛ حق خواهی و رفتار مدنی؛ ضمن توصیه بر تداوم حضور مدنی و آرام و متین و اعتراض منطقی آنان گفت: صدها هزارنفر در مسیری که تنها در روزهای انقلاب و بزرگداشت انقلاب اسلامی چنین جمعیتی به خود دیده در حقیقت اعتراضی روشن و صریح است به آنچه که به عنوان نتیجه انتخابات اعلام شده و نشان از این دارد که اعتماد مردم که بزرگترین پشتوانه انقلاب و کشور است لطمه دیده و همه باید برای بازگرداندن اعتماد ملی تلاش کنیم.

وی خاطرنشان کرد: پاسخ به درخواست بر حق این مردم برای صیانت از آرائشان تجدید این انتخابات یا تعیین یک هیأت صاحب صلاحیت بی طرف و شجاع و حقیقت یاب (و نه آنان که خود در این ماجرا متهم هستند) برای بررسی ماجرایی است که بر این انتخابات گذشته است؛ انتخاباتی که دلایل و شواهد کافی مانع از اعتماد به نتایج اعلام شده آن می گردد!

خاتمی در پایان تاکید کرد: همه باید قدر این ملت شریف؛ بزرگوار و آگاه را بدانند و به اعتراضات مسالمت آمیز و مدنی آنان توجه شایسته بنمایند. این مردم پایه های نظام ما هستند و نظام را از خود می دانند و اگر اعتراضی هست در این است که چرا معیارهای اصلی انقلاب که از مهمترین آنها محوریت مردم و اهتمام به رأی و نظر آنهاست مورد خدشه و انحراف قرار می گیرد.

منبع سایت قلم

http://ghalamnews.org/news-21134.aspx

حالی‌ واسه حرف زدن ندارد

حداقل یک نفر کشته تو تظاهرات امروز ، خدا یا به ما رحم کن ، مگه ما از مردم دیگه دنیا چی‌ کم داریم؟ ،مگه ما چه جرمی‌ کردیم که باید اینطوری همیشه بد بختی بکشیم؟،مگه ما چی‌ مون از بقیه کمتر؟ چرا ما هیچ وقت نمیتونیم روی آرامش رو تو این مملکت ببینیم؟ ،چرا هر لحظه جون همه به لرزه است که قراره چی‌ بشه و یا چند لحظه پیش چی‌ اتفاقی‌ افتاده؟ا بابا فرق ما با این آدم‌های اینجا چیه که نشستن دارن واسه خودشون زندگی‌ می‌کنن ؟،آرامش دارن و شاید هر چند سال یه بار اسم نخست وزیرشون و دولتشون رو نشنون؟ ،و خیلی‌‌هاشون هم حتا نمیدونن که کی‌ مال کدوم حزب و الان تو حکومتشون چی‌ می‌گذره ؟ دارم دیونه میشم ،از اینجا دستم به هیچی‌ بند نیست ،تلفن به زور می‌تونم تماس بگیرم ، همه چی‌ رو قطع کردند،موبایل به زور میگیره ،وقتی‌ چت میکنی‌ ،هی‌ صدا قطع و وصل می‌شه ،شبکه‌های تلویزیون ایران که مزخرف میگن ،میمونه یهBBC که اون هم اعصاب من رو خورد کرده ،۴ تا مفسر میاره که چرت و پرت میگن و حالم رو به هم میزنه، گریه می‌کنم،گریه می‌کنم ،۳۰ سال از عمرم می‌گذره ،هزار جور اتفاق دیدم واسه خودم ،واسه خوانواده‌ام ،واسه دوستام ، واسه همهٔ اون‌ها که دارن اونجا زندگی‌ می‌کنن،واسه همهٔ اونها که مجبور شدن از اونجا برن بیرون زندگی‌ کنن،واسه همهٔ اون‌ها که یه رابطه با ایران و ایرانی‌ دارن،اینجا بد بختی هیچ کس هم نیست که بشه باهاش دردت رو بگی‌.همسایه مون فردای انتخابات من رو دیده میگه ،:

دوباره احمدی نژاد ،تبریک میگم بهتون که این همه جمعیت بهش رای دادین!!معلومه که همه با ایده هاش موافق هستن!!

خدایا دلم می‌خواد سرم رو بکوبم دیوار ،بابا باید دردمون رو به کی‌ بگیم ؟ بابا ما هیچی‌ نمیخوایم فقط یه خورده حق زندگی‌ آرام و بی‌ دردسر ،اینکه از حداقل‌ها برخوردار باشیم ،بابا به خدا این ملت چقدر تو فقر و بدبختی و بی‌ پولی‌ و فلاکت دست و پنجه نرم کنه؟؟،چقدر حق نداشته باشن که حرف راست بشنون ؟؟،چقدر حق مسائل ریز و خصوصی خودشون رو هم نداشته باشن؟؟ ،چقدر دسترسی به هیچ اطلاعاتی‌ نداشته باشن ؟؟،چقدر خفقان تو زندگی‌ شون رسوخ کرده ؟؟ بابا ما هم آدمیم حق زندگی‌ داریم ،ما ۶۰-۷۰ میلیون آدمی‌ که تو ایران هستیم ،حق نفس کشیدن داریم ،بابا ما هم به خدا عقل داریم ،احساس داریم ،شعور داریم،ما هم معنی‌ تمدن و فرهنگ و حرف راست و شعور رو میفهمیم،ما هم یه خورده استعداد داریم ، ما چی‌ مون از بقیه کمتر که هیچ موقع به عنوان یه انسان با حقوق انسانی‌ به ما نگاه نمی‌شه ؟؟حرف تمدن و فرهنگ و تاریخ که بشه گوش فلک رو کر می‌کنیم با این داشته هامون، از پشتوانه‌های ادبی‌ و فلسفی‌ و تاریخی‌ و خلاصه هر مدل پشتوانه ای‌ که بگی‌ داریم،هزار مدل آدم پیشرو و جلو دار تو تاریخمون داشتیم ،هزار مدل نویسنده و فیلسوف و فرهیخته داشتیم و داریم ،مدعی انواع و اقسام مدل‌های مختلف مکتب و ایده و هزار جور نظر یهٔ هستیم ،پس چرا هوائی واسه نفس کشیدن نداریم ؟؟،چرا نونی واسه خوردن نداریم ،؟؟ دارم دیونه میشم،میلیون میلیون آدم کشته شدن و خونشون ریخته شده ولی‌ هنوز به کف مطالبات اجتماعی هم نرسیدیم.

من بدجور شاکی‌ ام

اصلا این حرف‌ها هم که زدم اینجا ،همونی نیست که الان تو ذهن عصبی و مریضم می‌گذره ،یه سری حرف‌های سطحی که اصلا خودم هم که یه بار خوندمش احساس کردم که چه مزخرفاتی رو سر هم کردم ،این ،اون نیست که تو دلم می‌گذره ،دلم بد جور گرفته ،کلی‌ شاکیه ،کلی‌ بغض داره که حتا نمیتونه اون طوری که دلش می‌خواد حرفش رو بزنه.


موسوی در جمعیت

جوابیه آیت الله العظمی صانعی در پاسخ به نامه میر حسین موسوی

بسمه تعالی:ا

دوست مکرّم و یار و فرزند امام خمینی (سلام الله علیه)
جناب آقای مهندس میرحسین موسوی (دام عزه)
بعدالتحیه والسلام؛

نامه دردمندانه، انسانی، اسلامی و ایمانی جنابعالی را دریافت کردم، امید آن داشتم که انتخاب شما با کوله باری ازتجربه و تعهد و دعای امام امت (سلام الله علیه) ویاران با وفایش، شادی مردم فهیم وآگاه ایران اسلامی را دوچندان کند. اما صد افسوس که چنین نشد، یقین بدانید که احقاق حقوق و احترام به رای مردم و صیانت از انتخاب آگاهانه ملت که درمتن نامه شما به خوبی نمایان است تنها از طریق آگاه نمودن همه انسانها و ادامه آن امکان پذیر است.ا

و اگر می پنداشتم که با تذکّر اینجانب گره ای ازمشکلات فعلی رفع می شد حتما به چنین امرمقدس و لازمی اقدام میکردم، تا شک و شبهه به وجود آمده درانتخابات و آرای مردم مرتفع گردد.ا

لکن با همه مشکلات و شرایط موجود چون باب دعا و توجه به خداوند بدون حجاب و مانع است و درهر زمان بشر می تواند با او ارتباط برقرارنماید برخود لازم می دانم که برای شما وهمه مردان و زنان این مرز و بوم و استمرار اهداف مقدس نهضت و جمهوری اسلامی امام خمینی (سلام الله علیه)- که همان اسلام ناب طرفدار کرامت وحقوق انسانهاست - دعا نمایم، برماست دعا و بر اوست اجابت.ا

در خاتمه همه ملت را به آرامش و حفظ نظم دعوت می نمایم تا بتوانند حقوق و مطالبات خود را که از اعظم آنها رای و انتخابشان می باشد از مجاری قانونی و آگاهی دهنده عینیت بخشند .ا

و امیدوارم در این موقعیت حساس و بهت زدگی جمعیت ها و توده هایی از مردم بتوانید با توکل به ذات باری تعالی و حمایت توده های مردم و دانشگاهها و روحانیون معظم از جمله مجمع روحانیون مبارز تهران و مجمع محققین و مدرسین قم ـ که همه آنها ازبزرگان علم و تحقیق میباشندـ و صدها و هزاران بزرگ دیگر از حوزه های قم و سایرحوزه های علمیه (حفظها الله عن الحدثان) با حفظ طمأنینه همیشگی، همبستگی و وحدت ملت و حقوق آنها را تامین نمایید که تنها عامل سعادت، اتحاد و وحدت کلمه وکلمه توحید«لااله الاالله» است .ا

دوشنبه 25/3/ 1388هجری شمسی
مطابق با 21جمادی الثانی 1430هجری قمری
قم المقدسه - یوسف صانع